آخرين مطالب

قربانی کردن « اصول » در پیش پای « مصلحت »

بسیار عبرت آموز وتامل بر انگیز است که امروز در حدود هفت ماه پس از انتخابات ، رئیس جمهوری که با مصلحت انگاری مردم حدود 25 میلیون آرای آنها را به چنگ آورده ، درست 180 درجه چرخش در مواضع وشعار های انتخاباتیش را  به ظهور می رساند . بسیاری از اظهارات و وعده های انتخاباتی خود را به طاق نسیان کوبیده ودیگر از آزادی وکرامت انسانی ملت ایران ورفع مشکلات آنان ومبارزه با فساد وتعامل با جامعه جهانی سخنی در میان نیست . انتقاد از تند رو ها و خشونت گرایان ، به  همسویی با تند رو ها و حتی تحسین وتمجید از تند روی تبدیل شده است. نقض فاحش حقوق بشر وبگیر و ببند ها وسرکوب ها به سیاق قبل همچنان ادامه دارد و دستگاه های امنیتی این دولت کمافی السابق به تهدید وتعقیب دگراندیشان وآزادیخواهان مشغول اند . لایحه بودجه سال 97 که اخیرا از سوی دولت به مجلس ارائه شده ، باز هم بودجه ای نا سازگار با منافع مردم و با حاتم بخشی های نا بجا به نهاد های من درآوردی وبی خاصیت وکاهش شدید بودجه عمرانی همراه می باشد . همه این نقض عهد ها ، هر ایرانی میهن دوستی را به فکر ریشه مصائب یعنی به چگونگی پدیده انتخابات درجمهوری اسلامی و کیفیت آن وعدم امکان انتخاب مطلوب، ارجاع می دهد . در جوامع مردم سالار صندوق رای ، محفظه محترمی است که سمت وسوی فکری شهروندان را نمایان ساخته و مسیر حرکت آینده ی جامعه را ترسیم می کند . بنا بر این انتخابات و رجوع به صندوق رای فرایندی انسانی و دموکراتیک بوده و برای تمام جوامع بشری امری ضروری و مغتنم است . اما این فرایند دموکراتیک ابزار ها وپیش نیازهایی دموکراتیک را نیز طلب می کند که بدون این پیش نیازها ، ظرف انتخابات از مقصود تهی گشته و در آن جز محتوایی آلوده به فریب وریا چیزی باقی نمی ماند . آزادی های سیاسی مانند آزادی قلم وبیان ، آزادی مطبوعات وسایر رسانه های عمومی ، آزادی اجتماعات ، آزادی احزاب و امکان کاندیدا شدن برای مخالفان حکومتی که بر اریکه قدرت نشسته است ، از پیش نیازهای حتمی وضروری یک انتخابات واقعی وآزاد می باشند .

هیچ یک از این شرایط لازم برای انجام یک انتخابات صحیح و آزاد در جمهوری اسلامی محقق نبوده ونیست . در اولین مرحله انتخابات که مرحله کاندیدا شدن افراد است ، دیوار بلند و سد سدید نظارت استصوابی شورای نگهبان در مقابل کاندیدا ها قرار داده شده است . شورای نگهبان که نهادی حکومتی وانتصابی است ، ابتدا کاندیدا های مورد قبول و تایید خود را از میان داوطلبان کاندیداتوری گزینش می کند وبعد لیست این بر گزیده شدگان خود را برای رای گرفتن از مردم در مقابل آن ها قرار می دهد ومردم جز رای دادن به کسانی که در دایره تنگ حاکمیت قرار دارند ، گزینه دیگری برای انتخاب کردن ندارند که این نه تنها سلب اختیار انتخاب واقعی توسط مردم است ، بلکه توهینی آشکار به درک و  شعور و شخصیت انسانی آنان نیز می باشد . این گونه انتخابات در حقیقت ، فقط یک رقابت بین وابستگان به حاکمیت و جناح های درون دایره قدرت است وبرای مخالفان و دگراندیشان هیچ امکانی برای حضور در عرصه انتخابات وجود ندارد و نتجتا برای کشور هم هیچ منفذی برای پویایی وباز شدن مسیری نو ومتفاوت نمی گشاید . و امکان تحقق و به کرسی نشستن نظر وسلیقه اکثریت جامعه پیدا نمی شود . در انتخاباتی که گذشت مردم جز افشا گری رقیبان درون حکومتی نسبت به مفاسد یکدیگر ، چیزی در باره سیاست های کلان داخلی وخارجی کشور از آنان نشنیدند .

ملت ایران آرزو داشت که در بین کاندیدا ها شخصی غیر وابسته به کانون قدرت حضور داشت که در باره مسائل کلان کشور پرسش واظهار نظر می کرد  مثلا در باره علت دخالت فعال ایران در جنگ های داخلی سوریه وعراق وهزینه های مادی ومعنوی وجانی آن پرسش می کرد و نظر خودرا در این زمینه ها ابراز می نمود . یا در مورد دلیل اتحاد استراتژیک ایران با روسیه و چگونگی تطبیق آن با منافع ملی ایران ، یا راجع به آمار زندانیان سیاسی عقیدتی در سراسر کشور وحتی حصر وزندانی شدن مقامات ارشد سابق نظام ، یا درباره اشتباهات فاحش درسیاست خارجی ، یا منشاء این همه فساد مالی گسترده سخنی می گفت که چنین نشد وچنین شخصی دربین آن ها نبود . بنا بر این ، با توجه به جمیع این شرایط ،  برای سازمانی مانند جبهه ملی ایران که به آزادی های اساسی ملت از جمله آزادی احزاب و آزادی مطبوعات و آزادی انتخابات به عنوان اصول مهم وسازنده حاکمیت ملی باورمنداست ، و در حالتیکه کلیه این آزادی ها ، بطور کامل در محاق قرار گرفته و حاکمیت حتی تشکیل جلسه شورای مرکزی این سازمان را برای اتخاذ هر گونه تصمیمی در یک هفته قبل از انتخابات مانع گردید آیا جایی برای شرکت در چنین انتخاباتی می توانست وجود داشته باشد؟.
بدیهی است که شرکت عده قابل توجهی از مردم ایران  در پای صندوق های رای نه به عنوان قبول وتایید این انتخابات از بنیان مخدوش ، که به خاطر مصلحت اندیشی و تصور پیش گیری کردن ،  از بدتر شدن اوضاع نسبت به وضع نا به سامان جاری صورت گرفت . ملت ایران در این سال ها چند بار این مصلحت اندیشی را  تجربه کرده  است . البته این حق مردم است که به هر ترتیب که صلاح می دانند برای آنچه که نزدیک تر به مصلحت کشور می انگارند ، گامی بردارند، ولو آنکه  به صورت شرکت در انتخاباتی نا درست ودور از موازین دموکراسی باشد .  ولی پاسخ به این پرسش همچنان باقی است که آیا کسی حق دارد و مجاز است که اصول و پرنسیپ های عقیدتی وقطعی خود را در پیش پای مصلحت اندیشی قربانی نماید ؟