دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

نگاهی به انقلاب مشروطه ایران

 

چهاردهم مرداد 1401، یکصدوشانزدهمین سالگرد انقلاب مشروطیت ایران است.انقلابی که ملت بزرگ ایران با فداکاری بسیار و نثار خون خود جهت تحقق مردم سالاری و برقراری حاکمیت ملی در آن گام نهاد.وقوع انقلاب مشروطه در14 مرداد 1285 مهمترین رخداد سیاسی تاریخ ایران معاصر محسوب می شود. این رویداد عظیم سیاسی باعث شد تا ایرانیان به اهمیت آزادی و استقلال و  وضع قانون برای جلوگیری از سقوط کشور به ورطه فساد و نابودی پی ببرند.ریشه های تاریخی و مردمی جنبش مشروطیت را نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد و دراین راستا ریشه های انقلاب مشروطه ایران را می توان به شرح زیر بر شمرد:

نخست، تاثیرتحولات شگرف و بزرگی که دراروپا پس از قرن هیجدهم و در دوران رنسانس آغاز گردیده ودر این قاره تغییرات شگرفی را پیش آورده بود.در زمانی اندک کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری به قانون اساسی،پارلمان،احزاب و مطبوعات آزاد دست یافتند.و درکنار آن ها با دست یابی به تکنولوژی جدید،در جاده ترقی و توسعه پیش تاختند.اگرچه این تحولات در غرب تاثیرمستقیم و سریعی بر جامعه و حاکمان ایران نداشت، اما جرقه ای ایجاد کرد و شعله ای را بر افروخت.

دوم، سلسه تحقیر‌های تاریخی ناشی از شکست ایران درجنگ با روسیه درزمان فتحعلیشاه و انگلستان درادوارناصرالدین شاه ومحمد شاه وپذیرش قراردادهای ننگینی چون گلستان و ترکمنچای ، و پاریس و مجموعه امتیازات تجاری و دیپلماتیک چون کاپیتولاسیون را ازدیگر عوامل زیربنائی شکل گیری انقلاب مشروطیت می توان برشمرد.

سوم، امتیاز‌هایی که ناصرالدین شاه برای تامین هزینه سفرهایش به اروپا به دول بیگانه داده بود باعث خشم و خروش مردم شد. امتیاز‌هایی چون امتیاز توتون وتنباکو از این دست بود. اگر چه میان فئودال‌های داخلی و امپریالیست‌های خارجی اتحاد و پیوند نامیمونی وجود داشت، حضور بیگانگان واستثمارمنابع کشور برای بسیاری ازتوده ها خوشایند نبود. این عوامل باعث افزایش شورش‌های دهقانی علیه فئودال‌ها وافشا گری نویسندگان روشنفکر علیه شاه مستبد می شد.

چهارم، تاثیرات انقلاب فرانسه و بویژه انقلاب 1905 روسیه ازدیگرعوامل زمینه ساز و ریشه ای جنبش مشروطیت بودند. مبارزات انقلابیون روس از ریشه های کلیدی بود که ایده مشروطه خواهی در میان ایرانیان را ایجاد کرد. علت آن بود که درسال‌های آغازین قرن بیستم هزاران کارگر ایرانی در قفقاز و باکو مشغول کار بودند و بسیاری از آن‌ها در اعتصابات کارگری شرکت می‌کردند. ازطرفی سالانه حدود ۱۰۰ هزار کارگر، ایران را به مقصد روسیه ترک می‌کردند.

به موازات ریشه های چهارگانه انقلاب مشروطیت، هم چنین باید از روشنفکران اثر گذاری مانند میرزاملکم خان،آخوندزاده،طالبوف و مستشارالدوله یاد کرد که با انتشارروزنامه و کتاب،در داخل و خارج از کشور شروع به فرهنگ سازی در جامعه ایران و آشنا کردن مردم به حقوق اولیه و انسانی خود نمودند.انقلاب مشروطیت ایران رهبر فردی مشخصی نداشت.صدها انجمن و شخصیت آزادیخواه در هدایت آن سهیم بودند.انقلاب مشروطیت در زمانی به پیروزی رسیدکه در هیچیک از کشورهای منطقه اثری از دموکراسی،قانون اساسی، احزاب و مطبوعات دیده نمی شد.اما هزاران دریغ و افسوس که هیچیک از چهار پادشاه پس از انقلاب مشروطیت به قانون اساسی و موازین دموکراسی و حاکمیت ملی وفادار نماندند.با نام و ظاهر مشروطیت به سان حکومت مطلقه پادشاهان قبل از انقلاب مشروطیت،حکومت فردی و استبدادی برقرار کردند و به سلطنت مشروطه گردن ننهادند.نتیجه این عملکرد ها آن که ملت ایران،هفتاد و دوسال پس از انقلاب مشروطیت به امید کسب آزادی و استقلال و استقرار حاکمیت ملی به طرف انقلاب بهمن 57 سوق داده شد.انقلابی که متاسفانه باز هم حکومت استبدادی فردی به شکل سابق را تداوم بخشید و فقط نام و ظاهر آن تغییر کرد.انقلابی که نتایج سخیف و زیان بار آن برای همگان روشن است و امروز بر هیچکس پوشیده نیست.

جبهه ملی ایران اعتقاد دارد که برای اعتلای وطن و ساختن ایران پیشرفته و ملتی مرفه و سر افراز باید از تاریخ آموخت و از آنچه گذشته پند گرفت و عبور کرد و چشم به آینده دوخت.هیچ راهی جز استقرار حاکمیت ملی،آزادی، استقلال،حفظ یک پارچگی میهن،جدایی دین از حکومت و نظام برخاسته از انتخاب و رای آگاهانه مردم در شرایط دموکراتیک وجود ندارد.

هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران

 تهران-چهاردهم مرداد1401 خورشیدی

 

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

جبهه ملی ایران، دیروز، امروز، فردا -سرمقاله نشریه پیام جبهه ملی ایران شماره ۲۱۶ مورخ هشتم مرداد ۱۴۰۱

در آبانماه 1328 جبهه ملی ایران توسط عده ای از افراد میهن دوست و مبارزان راه آزادی به رهبری دکتر محمد مصدق به منظور تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی تاسیس گردید.هدف آنان،انتخابات آزاد و تشکیل مجلس واقعی یعنی برقراری آزادی و حاکمیت ملی بود که یقینا تحقق آن ها کسب استقلال سیاسی را هم می توانست به دنبال داشته باشد.رویداد های بعدی درستی هدف و راهبرد جبهه ملی ایران را به اثبات رسانید.زیرا که با تلاش و پافشاری مصدق ویارانش،هشت نفر از آنان توانستند به مجلس شانزدهم راه یافته و با جلب پشتیبانی قاطع ملت ایران قانون ملی شدن نفت را به تصویب آن مجلس برسانند و سپس در اردیبهشت 1330 توانستند برای اجرای قانون ملی شدن نفت دولت ملی را تشکیل داده و با اجرای آن قانون دست استعمار انگلیس را از منابع نفتی ایران کوتاه و مداخلات پیدا و پنهان انگلیس را در کلیه شئون این کشور قطع کنند و استقلال سیاسی ایران را تامین نمایند.

آزادی در مقابل استبداد و دیکتاتوری قرار دارد.استبداد و دیکتاتوری، لاجرم به سوی وابستگی و از دست دادن استقلال هم خواهد غلتید،.فقدان حاکمیت ملی و نبود آزادی و استقلال، مهمترین واصلی ترین علت رشد نیافتن و عدم بالندگی میهن ما درعصر جدید بوده که پیشینه آن به دو قرن اخیر باز می گردد.این در حالیست که همه منابع و امکانات مادی و معنوی برای توسعه یافتگی این سرزمین و زندگی خوب و سعادتمندانه برای آحاد این ملت وجود داشته است.به جای آزادی و حاکمیت ملی،ملت ما طی دهه های متوالی دچار استبداد ودیکتاتوری و وابستگی بوده است. نا گفته پیداست که از دیکتاتوری و استبداد جز فساد و تباهی،بی عدالتی وعقب ماندگی،اضمحلال و افول نتیجه ای حاصل نمی گردد.دیکتاتوری و استبداد همچون کویر برهوتی است که هیچگاه لاله های آزادی و سربلندی و رفاه وسعادت و گل های عدالت وپیشرفت در آن نمی روید.اما آزادی و حاکمیت ملی نشات گرفته از رای ملت در شرایط دموکراتیک و نظام مردم سالار،گلستان با شکوهی است که می تواند بستر رویش گل های رفاه و سعادت مردم و مبداء توسعه متوازن و پایدار و اعتلای جامعه باشد.از همین روی پدران خردمند ما در یکصدوشانزده سال قبل،برای کسب آزادی و حاکمیت ملی با فداکاری بسیار،انقلاب مشروطیت را بر پا داشته و علیرغم تلاش مشروعه خواهان، به پیروزی رساندند.قانون اساسی و پارلمان و احزاب و مطبوعات آزاد را پدید آوردند.اما دریغا که انقلاب مشروطیت پس از پیروزی،نشکفته توسط پادشاهان پر پر شده و صد افسوس، به کژراهه رفت.قانون اساسی و حقوق و آزادی های اولیه ملت توسط آنان نادیده گرفته شده و در زیر پا لگدمال گردید.انتخابات قرمایشی و لیست های حکومتی به نام نمایندگان مردم از صندوق ها در آورده شد.مطبوعات به تیغ تیز سانسور و نظارت حکومت گرفتار آمدند.احزاب مستقل و مردمی امکان فعالیت و رشد را از دست دادند و پادشاهان به همان سیاق قبل از مشروطیت،حکومت کردند و نه سلطنت مشروطه و همچنان بر طبل حکومت فردی و استبداد و « من حکم میکنم »کوبیدند.تمام این موارد مستند و در صفحات تاریخ معاصر به طور روشن ثبت و ضبط شده و به هیچ وجه و به توسط هیچکس قابل تردید و انکار نیست.همین رفتارهای نا درست و سخیف موجب گردید تا 72 سال پس از انقلاب مشروطیت،ملت ایران ناگزیر شود، بار دیگر پا به عرصه انقلاب بگذارد.44 سال پیش انقلاب بهمن 57 با شعار آزادی ، استقلال و مطالبات عدالت خواهانه آغاز و صورت پذیرفت.در جریان انقلاب 57 خواسته های اقتصادی چندانی مشاهده نمی شد.زیرا که با سرازیر شدن دلارهای نفت ملی شده،توان مالی حکومت بالا بود.وامکان پرداختن به پروژه های عمرانی و تقبل هزینه های رفاهی برای مردم تا حدودی فراهم گردیده بود.هرچند که این درآمد های هنگفت، به هیچ وجه عادلانه توزیع نمی شد وشکاف عمیقی بین طبقات مختلف مردم ایجاد کرده بود،و مناطقی ازکشور نیز به این منابع مالی کمتر دسترسی داشته و در محرومیت بیشتری فرو رفته بودند.در انقلاب 57 خواسته های مردم،پیگیری همان اهداف انقلاب مشروطیت یعنی نفی استبداد و دیکتاتوری و طلب آزادی و استقلال و استقرار حاکمیت ملی بود..این بعد از روز پیروزی بود که مسیر حرکت به طور خزنده و تدریجی به توسط قدرتمداران برخاسته از انقلاب تغییر کرد و عدولی باور نکردنی از وعده ها ی داده شده خود را نشان داد و سرخوردگی ها آغاز شد.ولی باید اذعان داشت که در هنگام انقلاب 57 اکثریت قاطع مردم و همه سازمان های سیاسی و جمعیت های مدنی و صنفی، حضوری فعال داشتند.مستندات این حضور همه جا موجود است و قابل انکار و کتمان نیست.اگر کسانی عنوان کنند که این حضور گسترده به علت توطئه های از پیش برنامه ریزی شده قدرت های بیگانه بوده است باید پاسخ دهند که آیا بدون وجود زمینه های نارضایتی و مخالفت شدید مردم و بغض و کینه ی متراکمی که نسبت به حکومت وقت به ویژه در 25 سال آخر داشتند،کدام برنامه ریزی از قبل تدارک شده ای می توانست به آن انقلاب منتهی شود؟هرگز چنین امری قابل تصور نیست.البته طبیعی وقابل درک است که با وجود زمینه های عصیان عمومی،،قدرت های اثر گذار بیگانه هم برای حفظ منافع خود روی امواج انقلاب سوار شده و کوشیده باشند تا امواج را به طرف دلخواه خود هدایت نمایند.در آستانه انقلاب،زمانی که رژیم سابق همه فرصت های خود را از دست داده بود ناچار شد به سوی جبهه ملی ایران به عنوان سازمانی که از کودتای 28 مرداد32 به حاشیه رانده شده و متحمل مشقات و سرکوب دائم قرار گرفته بود دست دراز کرده و به آن متوسل شود.این مراجعه دیر هنگام در زمانی بود که انقلاب همچون بهمنی عظیم و مهیب از قله کوه سرازیر شده و در سر راه خود هر مقاومتی را درهم می نوردید.و هیچکس توان جلوگیری از آن و ایستادن در مقابل آن را نداشت.پدیده انقلاب هیچگاه خلق الساعه نیست.بلکه رویدادی است که در بستر زمان و با دلایل تاریخی،سیاسی،اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته و حادث می گردد.پس از ردشدن دعوت شاه توسط دکتر کریم سنجابی،رئیس هیات اجرائیه وقت جبهه ملی ایران و همچنین قبول نشدن شرایط معقول شخصیت برجسته جبهه ملی ایران، زنده نام دکتر غلامحسین صدیقی توسط شاه، سر انجام دکتر شاپور بختیار شخصیت دیگری از جبهه ملی ایران با این که به گفته خودش احتمال موفقیت را خیلی کم میدید،خطر کرد و فرمان نخست وزیری پادشاه را پذیرفت.اما دولت او بیش از 37 روز دوام نیاورد و در روز 22 بهمن 57 در برابر امواج سنگین انقلاب، ساقط گردید.در زمان پذیرش نخست وزیری توسط دکتر بختیار،سایر اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران و هیات اجرائیه وقت جبهه ملی ایران به ریاست دکتر کریم سنجابی با انقلاب همراه شدند،وحتی دکتر سنجابی پیشنهاد حضور در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان و پست وزارت خارجه آن دولت را پذیرفت.اما خیلی زود شاید حدود سه هفته پس از پیروزی انقلاب،با توجه به انحرافاتی که نسبت به چارچوب های فکری جبهه ملی ایران در عملکرد قدرتمداران برخاسته از انقلاب مشاهده کرد از سمت خود استعفاءداد.این استعفاء ابتدا پذیرفته نشد ولی سرانجام استعفای رسمی ایشان در فروردین 58 اعلام گردید و جبهه ملی ایران در مقام انتقاد و ایستادگی در برابر انحرافاتی که در مسیر انقلاب پیش آمده بود قرار گرفت.این ایستادگی تا آن جا پیش رفت که در روز 25خرداد1360 رهبر جمهوری اسلامی با حربه ارتداد با جبهه ملی ایران برخورد کرد.از آن پس این سازمان با اینکه مورد سنگین ترین یورش ها قرار گرفت،همچنان بر اصول اعتقادی خود که حول محور استقلال،آزادی،عدالت وجدائی دین ازحکومت و اسقرار حاکمیت ملی متمرکز است،پای می فشارد.و راه پر فروغ مصدق را دنبال می کند.گر کسانی بگویند که نتیجه انقلاب از ابتدا روشن بود وملیون و آزادیخواهان و روشنفکران و احزاب و جمعیت ها نباید در آن شرکت می جستند،باید بروند و شرایط آن زمان و عملکرد رژیم سابق را که خودمسبب اصلی بروز انقلاب بود و همچنین ده ها مصاحبه و بیانیه را که در پاریس بیان می شد باز خوانی کنند،ومواضعی را که بعدا از آن ها عدول شد ببینند.«جمهوری اسلامی عینا همین جمهوری فرانسه است،فرقی با جمهوری فرانسه ندارد» «در جمهوری اسلامی همه آزادند،بانوان آزادند،کمونیست ها هم آزادند» «من به حکومت کاری ندارم،من یک طلبه ام به قم می روم و به درس و بحثم می پردازم»

جبهه ملی ایران مانند همه احزاب و جمعیت ها و اقشار مختلف ملت با هدف برقراری آزادی و حاکمیت ملی پا به عرصه انقلاب گذاشت و نه آنچه که بعدا پیاده شد و ما امروز شاهد ناکامی های آن هستیم.اما اکنون که بر بلندای برج زمان ایستاده و به گذشته ی روزهای انقلاب که در زیر پای ماست نگاه می کنیم به این باور می رسیم که جبهه ملی ایران در آن روزهای حساس نباید در کنار رژیم در حال فروپاشی و اضمحلال که تمام فرصت ها را سوزنده و در آخرین روزهای حیاتش از سر ناچاری و استیصال،دست به سوی جبهه ملی ایران دراز کرده بود،می ایستاد وبرای بقای آن تلاش می کرد و نه به دنبال جریان مبهم و نا مشخصی که سکان دار انقلاب شده بود حرکت می نمود.بلکه در آستانه انقلاب همه ملیون باید به شکل متحد ونه به صورت متفرق و پراکنده ، راه سومی را که متضمن آزادی،استقلال،استقرار حاکمیت ملی،جدائی دین از حکومت و نظام منبعث از رای و انتخاب از طرف مردم یعنی جمهوری متعارف را پیش پای ملت ایران می گشود.جبهه ملی ایران ، حرکت در همین راه سوم را از چند روز پس از انقلاب آغاز کرد.اما متاسفانه زمان حساسی از دست رفته بود و اقتدار گرایان و انحصارطلبان بر اریکه قدرت سوار شده و به تاخت و تاز گرویده بودند.اما امروز 44سال پس از انقلاب 57 ،جمهوری اسلامی در زمینه های سیاست داخلی و تعامل با ملت، در عرصه سیاست خارجی و همزیستی با همسایگان و جامعه جهانی،در روش های اقتصادی،درحفاظت از منافع ملی،در صیانت از محیط زیست وحتی در تامین معیشت مردم، به بن بست رسیده و کارنامه ای تیره و نا مقبول برای خود فراهم آورده است.ودر شرایطی قرار گرفته که آینده پایدار و با ثباتی برای آن نمی توان تصور کرد.امروز جامعه ایران به یک جامعه جنبشی و تحول خواه تبدیل گشته است.انباشت مطالبات مردم باز هم حالت تصاعدی و انفجاری به خود گرفته است.علاوه بر مطالبات سیاسی و حقوق اولیه انسانی مثل آزادی،استقلال و عدالت،اوضاع معیشتی ناگوار و مشقت بار،گرانی سرسام آور،تورم و بیکاری بی سابقه،فقر و ناامنی و تمام بیماری های اجتماعی ناشی از آن ها گریبان ملت ایران را می فشرد.برخورد با این مطالبات بر حق، با قوه قهریه وبگیر و ببند به هیچوجه میسر و کار ساز نیست و راه به جایی نمی برد.تغییر مسیر و تحول بنیادی نیاز امروز جامعه ایران است. جبهه ملی ایران نه اکنون،بلکه چهار سال قبل به دستگاه حاکمه جمهوری اسلامی هشدار داد و پیشنهاد کرد که برای خارج کردن کشور از این حالت به شدت بحرانی سه گام معقول و منطقی بر دارد.به عنوان اولین اقدام،زندانیان سیاسی و عقیدتی و معترضان را در سراسر کشور آزاد نماید.در گام بعدی آزادی های اساسی و اولیه ملت ایران،آزادی احزاب و اجتماعات ،آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی انتخابات را بپذیرد و محترم بشمارد.در گام سوم بستر لازم برای تشکیل یک مجلس ملی واقعی جهت سامان دادن به اوضاع ویران کشور و تعیین نظم آینده آن را فراهم کندجبهه ملی ایران هم چنین حرکت در راستای همین سه گام را به عنوان مطالبه اصلی ملت ایران ونقشه راه برای عبور سازنده و مسالمت آمیز از شرایط موجود توصیه نمود و می نماید.امروز نباید به علت شرایط نا هنجار وسیاهی که جمهوری اسلامی ایجاد کرده ،اسیربمباران تبلیغاتی و آلترناتیو سازی های بیگانگان با آن همه سوابق تاریخی منفی که از این گونه آقدامات آنان داریم بگردیم.دو باره نباید به پوپولیسم راه اندازی شده توسط رسانه های معلوم الحال اعتنا کنیم و از ساختن آینده کشورمان بر اساس استقلال و حاکمیت ملی چشم بپوشیم .تحول در کشورمان امری ضروری و اجتناب نا پذیر است و در هر صورت و به هر شکل انجام خواهد شد.این تحول باید خشونت پرهیز و با خردورزی و آینده نگری با تلاش های مدنی و تحمیل مطالبات بر حقمان به قدرت حاکم صورت پذیرد.امروز درمان دردهای جامعه ایران استقرار حاکمیت ملی و مردم سالاری است.نمایندگان حقیقی مردم در یک مجلس موسسان واقعی باید استقرار حاکمیت ملی را تحقق بخشند. بدیهیست که آنچه نمایندگان حقیقی مردم ،در یک مجلس ملی واقعی تبیین و تصویب کنند برای همه واجب الاتباع است.اما از نظر جبهه ملی ایران ،آزادی ، استقلال ،عدالت و جدایی دین از حکومت و نظام چرخشی برآمده از رای و انتخاب ملت برای زمان محدود یعنی نظام جمهوری برای وطنمان راه گشا و آینده ساز خواهد بود.هرنوع حکومت فردی و موروٍثی و مادام العمری در هر شکل و در هر لباسی تکرار یک دور باطل بوده و از دید ما مردود است.زیرا که این گونه حکومت ها ، ما را به آزادی وحاکمیت ملی و استقلال سیاسی نخواهند رسانید.

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه برجسته ترین ها

هفتاد سال پس از قیام ملی سی ام تیر باز هم با استبداد روبرو هستیم

 

در روز سی ام تیر 1331 ملت ایران برای دفاع از آزادی و حاکمیت ملی و استقلال و در حمایت از رهبر جنبش استقلال طلبانه و آزادیخواهانه ملت ایران،دکتر محمد مصدق،پای به عرصه قیامی ملی و تاریخی گذاشت.ملت با نثار خون خود موجب تداوم نهضت ملی ایران گردید.سی ام تیر نقطه عطفی تاریخی در حیات سیاسی کشور ما و حاوی درس هایی آموختنی و عبرت آموز از غیرت و شجاعت ملت ماست.

جبهه ملی ایران روز 30 تیر 1331 را برای مقابله با استبداد وابسته و حمایت از مصدق اعتصاب عمومی اعلام کرد و از مردم فراخوان نمود که به پشتیبانی از مصدق برخیزند.بدین سان قیام خونین سی ام تیر با تعداد زیادی کشته و مجروح رقم خورد.عصر همان روز دولت 5 روزه قوام السلطنه ساقط شد و مصدق با خواست و اراده ملت بر اریکه قدرت بازگشت.گرچه توطئه ها متوقف نگردید و سرانجام یک سال و اندی بعد کودتای بیگانه ساخته 28 مرداد 32 به حاکمیت ملی و آزادی و استقلال در ایران پایان داد

جای بسی دریغ و تاسف است، که پس از گذشت هفتاد سال از سرکوب خونبار استبدادی سی ام تیر ماه، همچنان جامعه ی ایران شاهد استبداد و دیکتاتوری و تشدید موج سرکوب دگراندیشان آزادیخواه و فرهیخته ای است، که در مسیری مدنی، مشفقانه با انگیزه ای میهن گرایانه و آزادیخواهانه زبان به نقد و اعتراض گشوده و در برابر فجایع اجتماعی سکوت پیشه نساخته اند. در روزهای اخیر از یکسوی پژوهشگری چون دکتر سعید مدنی، جامعه شناس دردمندی که پیوسته دغدغه عدالت اجتماعی را داشته و اعتلای ایران را در آرمان های دکتر محمد مصدق بازجسته است، بازداشت می شود، از دیگرسوی کوشندگان صدیق عرصه ی حقوق بشری و تلاشگران شریف مدنی و نیز صنفی از جمله نرگس محمدی، مصطفی تاج زاده، کیوان صمیمی، محمد حبیبی، و رضا شهابی ونیز هنرمندانی چون جعفر پناهی، محمد رسول‌اف و مصطفی آ‌ل‌احمد به بند و زندان گرفتار می آیند. شماری از مادران دادخواه و بازنشستگان و فعالان کارگری، صنف معلمان و بازنشستگان نیز از این موج تعدی در امان نمانده اند و به جای پاسخ منطقی و رسیدگی به ظلمی که بر آنان رواداشته شده است، دستگیر و زندانی شده اند. گروهی از حقوقدانان و وکلا چون آرش کیخسروی به احکام سنگین قضایی محکوم می گردند. این در حالی است که پرونده های کلان اقتصادی و امنیتی و جاسوسی که تهدیدی ملی از سوی کشورهای بیگانه است ، همچنان گشوده مانده و در هاله ای از ابهام است، اما فرزندان پاک نهاد این کهن بوم وبر محبوس می شوند. جبهه ملی ایران همنوا با آحاد ملت ایران خواهان پایان دادن به نقض موازین حقوق بشری و آزادسازی همه زندانیان سیاسی و تشکیل محاکم عادلانه برای ناقضان حقوق مدنی و منافع ملی است. بی گمان یکی از بزرگترین درس های قیام ملی سی ام تیرماه آن است، که تنها با استقرار قانونی دموکراتیک در پرتو گفتمانی مبتنی بر موازین حقوق بشری منافع ملی ایران در برابر قدرت های متعدی و مداخله گر حفظ می شود. و کشتی طوفان زده این مرز و بوم به ساحل امن رهنمون می گردد.

تهران سی ام تیر ماه 1401

  هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران

 

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

نامه سرگشاده جبهه ملی ایران به آقای رضا پهلوی

 

آقای رضا پهلوی، ولیعهد آخرین پادشاه ایران

به شما به عنوان یک فرد ایرانی هموطن خود درود می گوییم وادای احترام می کنیم.

شما در مصاحبه ی خود در روز 13 خرداد1401 که با پوشش رسانه ای تدارک شده ی گسترده ای انجام گرفت،مطالبی را ذکر کردید که واکنش های گوناگونی را به دنبال داشت و ما را نیز ناگزیر می کند که جهت تنویر افکار عمومی  نسبت به برخی از نکات آن مصاحبه، به روشنگری بپردازیم. شما ضمن بیانات خود گفتید از اپوزیسیون جمهوری اسلامی نا امید هستید و خود اپوزیسیون را بخشی از مشکل اوضاع فعلی دانستید.باید به شما یادآوری کنیم پس از انقلاب بهمن 57 ، نحله های مختلف اپوزیسیونی که شما آن را بی خاصیت و بخشی از مشکل نامیده اید،در شرایطی بسیار خطیر و دشوار درگیر مبارزه ای پیگیر و مداوم با اقتدارگرایان و انحصارطلبانی که به اهداف ملت از انقلاب پشت نمودند،بوده و هستند.دراین مبارزات در طول بیش از چهاردهه ،هزاران کشته و ده ها هزار زندانی در شرایط بسیار دشوار و هزاران نفر تکفیر شده و جلای وطن کرده و از هستی ساقط شده داشته اند.از همان ماه های اول،در مخالفت با اعمال و رفتار حاکمان جمهوری اسلامی برخاسته از انقلاب،صدها حرکت اعتراضی انجام داده،هزاران نشریه و بیانیه منتشر کرده و تا  به امروز از پای ننشسته اند واین خیزش همگانی امروز نتیجه روشنگری و افشاگری آنان نسبت به خطا ها و انحرافات حکومت ، طی سال ها تلاش ،شکل گرفته است.اکنون شما چگونه به خود اجازه می دهید که اپوزیسیون حاضر در ایران با سال ها فداکاری و ایثار و پرداخت آن همه هزینه را بی خاصیت و بخشی از مشکل بدانید؟ بر عکس به دلایل روشن این شمایید که با مواضع مبهم و غالبا ضد ونقیض، در سر راه وحدت ملی و تلاش مردم ایران در جهت استقرار حاکمیت ملی و آزادی و استقلال در این سرزمین بخشی از مشکل هستید.شما از یک طرف در 42 سال قبل در قاهره در انظار عمومی سوگند پادشاهی یاد کرده اید و از طرف دیگر در نوار صوتی خود در سال گذشته می گوئید که رژیم پادشاهی موروثی را قبول ندارید و طرفدار نظام جمهوری و انتخابی میباشید.و یا ذکر می کنید که اصلا مایل به فعالیت سیاسی و داشتن هیچ مقامی نیستید.این سر در گمی از کجا ناشی می شود که موجب تفرق دیدگاه های مختلف گردیده و انسجام و وحدت ملی ایرانیان را دچار مشکل نموده  و برای جمهوری اسلامی فرصت مغتنمی را فراهم می سازد؟

شما و طرفداران شما انقلابیون سال 57 را که یقینا اکثریت قریب به اتفاق اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی ملت ایران را تشکیل می داده اند مسئول سیاه روزی ها و نابسامانی های امروز کشور معرفی می کنید در حالیکه همه کس میداند که تمام انقلاب ها در طول تاریخ و در تمام جهان در اثر رفتار غلط وسیاست های نادرست حکومت های مستقر روی می دهند. البته قدرت های خارجی هم سعی میکنند تا برای حفظ منافع خود بر امواج انقلاب سوار شده و اهداف خود را به پیش ببرند.  بنا بر این اولین مسئول انقلاب ایران هم کسی به جز محمد رضا شاه پهلوی یعنی پدر شما نیست.اگر به سخنرانی تلویزیونی ایشان در روز 15 آبان 57 یک بار دیگر نگاه کنید می بینید که به تمام مفاسد و مظالمی که موجب بروز انقلاب ایران شد،اذعان کرده اند.

از کودتای اجنبی ساخته 28 مرداد32 تا زمان انقلاب57 قانون اساسی مشروطیت زیر پا گذاشته شد و پادشاه همواره حکومت کرد نه سلطنت.همه امور کشور را در ید قدرت انحصاری خود گرفت.آیا نباید ایشان مسئول وقوع انقلاب و تمام مصائب و تیره روزی های امروز مردم ایران شناخته شود؟ البته در قبال آن رفتار ها هیچ تقصیری متوجه شخص شما نیست اما حد اقل اظهار نظردر باره گذشته نشان دهنده طرز تفکر و داوری و عقاید شماست .شما  به کودتای 28 مرداد و همکاری دربست دربار با دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا ، به زندانی کردن نخست وزیر قانونی و قهرمان ملی کردن نفت تا پایان عمر،به اعدام فجیع دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت ملی، به استبداد و اختناق و رفتار ساواک ،به اعدام ها وزندان ها وشکنجه ها، به تاسیس حزب واحد رستاخیز و گفتن اینکه هرکس عضو این حزب شاه ساخته نشود باید از مملکت برود، به پیش کش کردن بخش مهمی از خاک ایران یعنی بحرین به قدرت های استعماری ، به برگزاری جشن های نمایشی پر هزینه و تحمیل کردن مخارج سنگین آن ها بر گرده ملت محروم ایران و به انواع فساد ارکان حکومت ورود نمی کنید و نسبت به این مسائل اعلام موضع نمی نمائید و بدون ورود به آن مظالم و محکوم کردن آن ها فقط می خواهید از عنوان «شاهزادگی» و فرزندی آن پادشاه برخوردار شوید که این تناقض قابل قبول نیست.

آقای رضا پهلوی! شما به دلیل توارث و فرزندی شاه سابق،دارای یک موقعیت بدون بدیل و کاملا استثنائی می باشید. شما ولیعهد شاه سابق ایران هستید.شما به عنوان وارث رژیم پادشاهی و سلطنت شناخته می شوید.شما چه بگوئید و چه بر زبان نیاورید نماد نظام سلطنتی تلقی می شوید و هرکس به ندای وحدت خواهی شما پاسخ مثبت بدهد و با شما همکاری نماید به طور واضح تایید کننده نظامی که شما نماد آن هستید شناخته خواهد شد. از همین روی گروه های بسیاری از جامعه که طالب استقرار حاکمیت ملی بر اساس رای و انتخاب مردم بوده و به استقلال و آزادی و عدم وابستگی به قدرت های بیگانه اعتقاد دارند و بازگشت به گذشته را قبول نداشته و نگاه مترقیانه و رو به جلو دارند،علیرغم اوضاع اسفناک و مشقت بار موجود نمی توانند با شما همراه شوند و اتحاد با شما را، اتحاد «همه با نظام سلطنتی» به شمار می آورند.به ویژه که تجربه تلخی هم از«همه با هم»در ضمیر مردم ایران رسوخ کرده که به آسانی زدوده شدنی نیست.ازهمین جاست که شما در وضعیت فعلی نه عامل همگرایی واتحاد که موجب نفاق و واگرایی شناخته می شوید یعنی دقیقا بخشی از مشکل بر سر راه وحدت نیرو ها می باشید..مگر آنکه موضع خود را نسبت به گذشته و نسبت به نظم آینده کشور با صداقت و صراحت اعلام نمائید.اگر شما حقیقتا به فکر رهایی ایران از چنگال استبداد و مخمصه کنونی بوده و به طور واقعی به نظام جمهوری و رای مردم و آینده روشن این کشور پس از یکصدوبیست سال تلاش ناکام که  برای استقرارحاکمیت ملی وآزادی پشت سر گذاشته، اعتقاد دارید سوگند پادشاهی 42 سال قبل را لغو کنید و به اطرافیان خود بگوئید از واژه «شاهزاده»برای شما استفاده نکنند و جمهوری خواهی خود را به صراحت اعلام نمایید وهواداران خود را در یک جمعیت جمهوری خواه متشکل نمایید.و آنگاه در عرصه سیاسی کشور گام بگذارید و اگر به آن سوگند و تعهد برای اعاده مشروطه سلطنتی پای بندید به وضوح بیان کنید و یک حزب سلطنت طلب بر پا کنید تا تکلیف برای همه روشن باشد. قبل از اعلام موضع شفاف در مورد آینده، فراخوان دادن و دخالت شما در جنبش مردم ایران، سازنده نبوده و به عنوان موج سواری وترفندی برای مصادره جنبش تلقی می گردد. ونتیجه ای جز جلوگیری از ایجاد وحدت ملی و تضعیف و تخریب خیزش مردم و خوشنودی حکومت درمانده و به بن بست رسیده و بدون آینده جمهوری اسلامی نخواهد داشت.

هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران

                                                                            تهران-پنجم تیرماه 1401 خورشیدی

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

تسلیت به خاندان گرانقدر امینی

 

با تاسف و اندوه بسیار درگذشت خانم ناهید امینی را به خاندان جلیل امینی به‌ویژه به فرزند گرامی ایشان دانشمند فرهیخته و تاریخ پژوه ملی آقای محمد امینی دل آرامی می‌گوییم.
این بانوی ارجمند همسر زنده‌نام آقای نصرت‌الله امینی، شخصیت برجسته جبهه ملی ایران و دوست صدیق و یار وفادار دکتر محمد مصدق بودند.
ما همچنین باید فقدان این بانوی عالیقدر را به همه ملیون ایران و پیروان راه مصدق بزرگ تسلیت‌گو باشیم.

شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران – چهارم تیرماه ۱۴۰۱ خورشیدی

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

سوء استفاده از نام پر افتخار جبهه ملی ایران را تقبیح می کنیم

 

 

در روز گذشته یعنی اول تیرماه 1401 بیانیه ای با امضای 12 سازمان سیاسی اکثرا ناشناس،با مضمون پشتیبانی از سخنان آقای رضا پهلوی در برخی از رسانه ها منتشر گردید،که یکی از امضاء ها مربوط به سازمان موهومی به نام «جبهه ملی ایران برون مرز» بود.

جبهه ملی ایران اعلام می دارد نه سازمانی به نام« جبهه ملی ایران برون مرز» را می شناسد ونه مفاد بیانیه فوق الذکر را تایید می نماید. ما این سوء استفاده آشکار از نام پر افتخار جبهه ملی ایران را تقبیح می کنیم.

تهران-دوم تیرماه 1401 خورشیدی

   روابط عمومی جبهه ملی ایران

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه

بیانیه جبهه ملی ایران در خصوص فاجعه متروپل آبادان

تسلیت به ملت بزرگ ایران

روزی که ملت بزرگ ایران می توانست به رغم تمامی بحران های طاقت فرسای موجود، شادی ناشی از فرارسیدن سالروز آزادسازی خرمشهر را  در سراسر کشور جشن بگیرد، فاجعه ای دیگر در خوزستان مظلوم ما رخ داد که ابعاد هولناک انسانی آن دل ملت خسته و وا مانده در زیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بار دیگر عمیقا به درد آورده است.حادثه ای که متاسفانه برای چندمین بار است که در اثر بی کفایتی و بی مسئولیتی برخی فرصت طلبان بی وجدان ما را عزادار می کند. هنوز داغ جانباختگان  سال 95 بر اثر ریزش ساختمان پلاسکو زنده است، فریادهای دردناک مردم گیرافتاده در آتش سوزی کلینیک سینا اطهر در سال 99 در گوشمان است ، حوادثی که جراحات روحی عمیقی که برجای گذاشته اند هرگز از دل و ذهن ملت ایران زدوده نخواهد شد.اکنون نیز متاسفانه شاهد وقوع تراژدی دیگری هستیم که در اثر فروپاشی ناگهانی ساختمانی در شهر آبادان اتفاق افتاده است. دلیل این حادثه هم متاسفانه مانند حوادث قبلی بی لیاقتی و بی کفایتی مدیران شهری و صدور مجوز ساخت و ساز به یکی دیگر از اعضای مافیای قدرت مالی و اقتصادی در منطقه بوده است. تمام مراحل منجر به چنین فاجعه ای قابل تقبیح است: از رانت خواری و هموار کردن مسیر پیشروی فردی فاقد تخصص و وجاهت حرفه ای لازم برای انجام پروژه های عظیم گرفته تا سکوت و عدم اقدام به موقع مسئولین در برابر بی توجهی های این فرد به اخطارها و ادامه دادن به ساخت و ساز غیر اصولی ، و قطعا از اولین سئوالاتی که برای همه  پیش می آید این است که جان این انسانها با چقدر حق السکوت و تطمیع مالی معامله شده است! بارگناهان تمامی افراد دخیل در این مسیر که منجر به این فاجعه دلخراش گردیده یکسان است. سستی بنا و ساخت غیراصولی و اضافه کردن طبقات منجر به فروپاشی ساختمان متروپل آبادان شد که البته این سرانجام قبلا توسط کارشناسان پیش بینی شده و مکررا اخطار داده شده بود.متاسفانه جان تعداد زیادی از هموطنان ما در این حادث وحشتناک فدا شد و هنوز تعداد زیادی انسان بی گناه در زیر آوار منتظر رسیدن دستی نجات بخش هستند. در این اوضاع بی تفاوتی بارز مسئولان مملکتی چه در منطقه و استان های مجاور و چه در سطح کشور نمک بر این زخم غیرقابل التیام می پاشد. سهل انگاری عمدی یا سهوی در اعزام نیروهای امدادرسان از آواربردار و آتش نشان گرفته تا پزشک و پرستار و عملکرد غیرمدبرانه در این شرایط را باید چگونه توجیه کرد؟! ضجه خانواده های بی خبر از سلامت عزیزانشان ودرخواست عاجزانه امداد و کمک حتی دل سنگ را هم به درد می آورد!تا چه حد می توان بی تفاوتی و بی عملی حاکمیت را در مقابل دیدگان حیران و مستاصل و اشکبار این خانواده ها مشاهده کرد و  تحمل نمود؟! در حالیکه نه از دادرسی خبری هست و نه دادستانی برای داد ستانی.

جبهه ملی ایران ضمن  ابراز همدردی با هموطنان داغ دیده و مردم نجیب و شریف آبادان ، این ضایعه را به ملت بزرگ ایران تسلیت می گوید و با محکوم کردن کلیه عوامل دخیل در این فاجعه انسانی، امیدوار است که هر نهاد و ارگان دولتی یا غیر دولتی که در این شرایط ملتهب می تواند یاری رسان باشد،از بذل هرگونه همکاری و حمایت از خانواده های چشم به راه دریغ ننموده و این رخداد را یک فاجعه ملی تلقی کند. حاکمیتی که در برابر وقوع چنین حوادثی اینگونه درمانده و ناتوان عمل نماید چگونه خواهد توانست در برابر حوادث بزرگتر قهری مانند زلزله و سیل و گسل و آتش سوزی های وسیع که هر لحظه با توجه به شرایط جغرافیایی، کشورمان را تهدید می کند ابراز وجود کرده و به تعهدات و وظایفش در قبال ملت ایران عمل نماید؟ شاید پس از بیش از چهار دهه بحران و تلاطم دیگر وقت آن رسیده که در ساختار قدرت و مدیریت کشورمان باز نگری به عمل آید و اداره کشور به دست حاکمیتی متخصص و دلسوز ملت و پاک دست و برخاسته از رای مردم سپرده شود حاکمیتی که نخبه پرورش دهد، تخصص را نهادینه کند و به نظرات تخصصی بها دهد آن حاکمیتی است که علاج واقعه قبل از وقوع را سرلوحه کار  قرار می دهد و به ملت خود ثابت می کند که اولویت اول و آخرش ملت و آینده ملت است.زمان آن فرارسیده که  فراری دادن نخبگان و مغزهای متفکر،متوقف شده و وجود آنان به منزله ثروت ملی و پیش نیاز توسعه پایدار ضرورتی قطعی دانسته شود.

تهران-ششم خردادماه 1401 خورشیدی

                                                                                                            هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه برجسته ترین ها

بیانیه سازمان مهندسان جبهه‌ ملی ایران پیرامون حادثه فروریزش ساختمان متروپل در آبادان

 

مردم سرافراز ایران،
همانگونه که اطلاع دارید در اثر فروریزش ساختمان مجتمع متروپل شهر آبادان چندین نفر از شهروندان عزیز آبادانی جان خود را از دست داده و چندی دیگر نیز دچار جراحات و صدمات جانی و مادی گردیده‌اند. می‌دانیم که از دلایل این دست حوادث ناگوار، که قلب فرزندان ایران و هر انسان آزاده و آزادی خواه را به درد می‌آورد، عدم نظارت اصولی و مرحله‌ای از سوی مراجع صدور پروانه ساختمانی بر ساخت و سازها و گردش کارهای غیرمسئولانه، غیر علمی ، غیر شفاف دستگاههای مرتبط با امر مهندسی ساختمان در مراحل مختلف مطالعات، طراحی، نظارت و اجراست.

بی کفایتی عده‌ای از مسئولان نالایق، ضعف دانش مهندسی و غصب عناوین حرفه‌ای و مدیریتی از سوی کارگزاران دست نشانده و اغلب مجیزگوی قدرت حاکم در سازمان‌های متولی بخش مهندسی و کنترل ساختمان ، از جمله شهرداری‌ها، بنیاد مسکن و وزارت راه و شهرسازی است که در سالیان گذشته موجب بروز تصمیمات، مصوبات و اشتباهات بزرگی شده که نتایج آن بر همگان پیداست.

در نظر نداشتن هویت ملی و معماری بوم گرایانه ایران، بی توجهی به اقلیم، کوچک شماردن مقام علم، عدم رعایت قوانین و منشورهای جهانی شهرسازی، نگاه مالی و کاسب‌کارانه به حوزه معماری و شهر، تقلیل عامدانه علم مهندسی سازه به چند امضای معمول و بی‌نظارت ، بی‌توجهی به نقطه‌نظرات صاحبان قلم و اندیشه، رشوه‌دهی و اعمال نفوذ برای دور زدن های به ظاهر قانونی و یا خم کردن قوانین و مقررات ملی ساختمان، تغییر کاربری باغات و مزارع کشاورزی، زمین‌خواری، جنگل‌خواری، کوه‌خواری، رودخانه‌خواری و فروش آسمان شهر، همچنین تقدم دادن سواره بر پیادگان شهری، هرج و مرج بصری در سیمای شهری و روستایی و محله‌ای بسیار گردیده است که این‌ها فقط معدودی از هزاران دلیل این فجایع در بعد شهری و کشوری است.

پیداست که امروز مراجع متولی صنعت ساختمان و شهرسازی تبدیل به بازیچه‌ای برای قمارگری‌های سودگرایانه بخشی از سرمایه داری حاکمان و صاحبان قدرت شده‌اند. این سازمان‌های زهوار دررفته با هزار پیچ و تاب مبادرت به نادیده گرفتن قوانین و مقررات ملی ساختمان میکنند تا بتوانند اندک رشوه‌های قانونی خود را تحت عناوین مختلفی از سازندگان ساختمان طلب کنند، و خود به دستگاه شبانه روزی تخریب و نابسامانی شهری تبدیل شده‌اند.

البته که بسیارند، کارکنان شریف، مهندسین، سرمایه‌گزاران و سازندگان وطن پرست که در حرفه انصاف و اخلاق حرفه‌ای را در نظر دارند، اما تحت ستم سیستماتیک جاری، نه سودای سود چندان دارند و رنج و دشواری و سرشکستگی روحی و روانی را به مهر مردم خریده‌اند.
در سالیان گذشته شاهد بودیم که مهندسین شریف این مرز و بوم، پیش از وقوع حوادث، طی گزارشات مستند، خطر ساخت و ساز غیر ایمن پروژه‌ها را گوشزد کرده و رسالت فنی و ملی خود را تمام کرده بودند، اما مدیران نالایق و سازندگان غیر حرفه‌ای و اغلب دست نشانده با بی توجهی تام و تمام به این نکات، موجب خدشه‌دار شدن آبروی حرفه‌ای مهندسان می‌شوند.

سازمان مهندسان جبهه ملی ایران ضمن بیان تسلیت و دل آرامی به خانواده‌های داغدار و مصدومین حادثه فروریزش ساختمان موسوم به متروپل شهر آبادان، بی‌کفایتی دستگاه حاکمه و سازمانهای غیر مسئول را محکوم می‌کند و به یکایک مهندسان وظیفه‌شناس در گوشه گوشه ایران عزیزمان دست مریزاد می‌گوید. امیدواریم تا در یک سیستم سیاسی شفاف و پاسخگو، شاهد بازسازی، باز زنده‌سازی و توسعه پایدار شهرها و روستاهای میهن عزیزمان باشیم.

سازمان مهندسان جبهه ملی ایران
تهران — سوم خرداد ماه ۱۴۰۱ خورشیدی

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه برجسته ترین ها

روز «استقلال» و «آزادی» فرخنده باد

29 اردیبهشت1401 مصادف با یکصدوچهلمین سالروز تولد دکتر محمد مصدق،رهبر جبهه ملی ایران است. ازچند سال قبل پیروان آن بزرگ مرد،روز 29 اردیبهشت سالروز تولد مصدق را روز استقلال وآزادی نامیدند. در این ایام که فقدان آزادی درد بزرگ و اصلی جامعه ایران است و آتش استبداد و دیکتاتوری خرمن هستی ملت ایران را می سوزاند و در زمانی که استقلال وطن ما دستخوش تهاجم و تطاول قدرت های بیگانه است و قدرت های جهانی برای کشور ما تعیین تکلیف می کنند و دولت روسیه منافع ملی ما را به نفع خود مصادره می نماید ، یاد آوری و گرامیداشت روز استقلال و آزادی اهمیتی صد چندان پیدا کرده است .

مصدق در روز 29 اردیبهشت 1261 خورشیدی در تهران متولد شد.او از نوجوانی به عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی گام نهاد. در سن 24 سالگی از آزادیخواهان و فعالان انقلاب مشروطیت بود به همین جهت او انتقال دهنده و پیام آور اهداف آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و قانون گرایانه ی آن انقلاب به نسل های بعدی بود. او سال ها در سمت های مختلف مانند استانداری،وکالت،وزارت و سرانجام نخست وزیری به این مرز و بوم از جان و دل خدمت کرد.او در بیش از 70 سال زندگی سیاسی خود همواره تلاش کرد تا از استقلال کشور و آزادی های مردم ایران دفاع و صیانت نماید.او به درستی استقلال و آزادی را زیر بنای برقراری حاکمیت ملی و مردم سالاری می دانست . بدیهی است که حاکمیت ملی است که می تواند بنیان همه پیشرفت ها و توسعه های پایدار و سرمنشاء سعادت و رفاه ملت ایران باشد.فقدان استقلال به طور یقین با محو آزادی و برقراری استبداد و دیکتاتوری همراه است .روشن است که به دنبال استبداد،فساد وعقب ماندگی و به هدر رفتن منافع ملی و فقر و فلاکت ملت از راه خواهند رسید.

از مصدق جز راستی و صداقت و تقوای سیاسی دیده نشد.او هرگز به مردم دروغ نگفت و وعده ی نادرست نداد.او درستکار و پاک دست بود و هرگز اجازه نداد تا در حوزه مدیریتش نا پاکی و خیانت نسبت به اموال مردم از هیچ فردی سر بزند.او به علم وتخصص به شدت معتقد بود و همواره همکاران خود را در هر زمینه از دانشمندان و متخصصین آن عرصه انتخاب می کرد.او به عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت و حمایت از اقشار فرو دست جامعه عمیقا باور داشت و سازمان تامین اجتماعی را در راستای همین اهداف بنیان گذاشت. مصدق در حالیکه خواهان روابط دوستانه توام با احترام متقابل با تمام قدرت ها و همه جامعه جهانی بود،درعین حال زیر سلطه هیچ قدرتی قرار نگرفت و حاضر به باج دهی به هیچ قدرت و ابر قدرتی نگردید و هرگز حاضر نشد برای ماندن در قدرت، منافع ملی ایران را پیش پای مطامع و منافع بیگانگان قربانی نماید. مصدق در مدت 28 ماه نخست وزیری خود چنان کارنامه درخشان از خدمات بنیادی به این مرز و بوم ارائه کرد که از انقلاب مشروطیت تا امروز از هیچ دولت مرد دیگری مشاهده نشده است.دکتر مصدق برای پیروانش تنها یک شخصیت سیاسی ملی و به تاریخ پیوسته نیست،بلکه مجموع افکار و گفتار و اعمال او در طول بیش از هفتاد سال زندگی سیاسی ،مکتب و الگویی را می سازد که عمل کردن به آن ضامن اعتلا و پیشرفت و عظمت وطن عزیزمان ایران خواهد بود و هم اکنون نقشه راه برای عبور از بحران های خطیر کنونی و ساختن آینده ایران می باشد

تهران – 29 اردیبهشت ماه 1401 خورشیدی

هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران

دسته‌ها
اخبار جبهه ملی ایران اعلاميه و بيانيه برجسته ترین ها

نقض حقوق بشر در دانشگاه‌ها را محکوم می‌کنیم

جنبش دانشجویی ایران از آغاز تاکنون فراز و نشیب‌های بسیاری را طی کرده است و همواره نقش خود را نسبت به جامعه ادا نموده و چه بسیار خوشنامان و گمنامانی که با نیت اعتلای میهن و سعادت مردم در این عرصه هزینه داده‌اند. هم اکنون حضور عده زیادی از دانشجویان در داخل زندان ها شاهد این مدعاست .فعالان این عرصه همیشه ی تاریخ در بزنگاه‌ها حاضر بوده و از سنگر دانشگاه صدای ملت را فریاد زده و با مشت برافراشته در مقابل جباران قدرتمدار ایستاده‌اند.امروز پس از گذر از فاجعه پاندمی جهانی کرونا و عبور از مشکلات عدیده آموزش مجازی، دانشگاه در حالی پذیرای حضوری دانشجویان شده که  گویی دانشجویان چون گروگان و زندانی به بازداشتگاه قدم می‌گذارند، فضای اختناق و استبداد سیستماتیک در محیط آکادمیک طوری شدت یافته که یادآور ظهور مجدد انقلاب فرهنگی و آغاز یک مدیریت طالبانی در فضای آموزش عالی کشور است. اگر تاکنون بسیاری از دانشجویان با قهر و انزوای خودخواسته و یا انفعال و کناره‌گیری از نقش اجتماعی و سیاسی دانشجویی خود موضع مخالفت با نظام حاکم را نشان می‌دادند، با دخالت آشکار و فعالیت شدید قوای حراست و اطلاعاتی در داخل دانشگاه و تجاوز و تعرض به حریم شخصی دانشجویان و وضع قوانین نانوشته جنسیتی این انفعال و عدم پیوند تبدیل به تضاد و تقابل کامل می‌گردد و دانشجویان را ناچار به اعتراض آشکار می‌کند. بنا بر گواه تاریخ، ایجاد چنین فضای استبدادی و خفقان‌آور در دانشگاه و بستر جامعه هرگز در جهت بستر فرهنگی و تاریخی مردم ایران نبوده و بیش‌تر موجبات نارضایتی عمومی را فراهم می‌آورد.

سازمان دانشجویان و دانش‌آموختگان جبهه ملی ایران ضمن حمایت قاطعانه از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه‌های کشور، چون دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت ایران، دانشگاه علوم پزشکی تبریز و… از دانشجویان کشور برای برقراری و استقرار تشکلات و سازمان‌های دانشجویی مستقل تا محقق شدن کامل مطالبات و بهبود شرایط موجود حمایت کرده و جانبداری خود را از مفاد قطعنامه اعتراضی دانشجویان که توسط دانشجویان دانشگاه علم و صنعت قرائت شد به طور کامل اعلام می‌نماید.

از سوی دیگر سخن این سازمان با  نظام حاکم و مدیریت  آموزش عالی و متولیان دانشگاه های کشور این است: هدف از وضع چنین قوانین نانوشته و ایجاد فضای امنیتی در دانشگاه، آن هم در شرایطی که مهاجرت تحصیلی تبدیل به آرزو و هدف آحاد دانشجویان و اکثریت جوانان شده است، چیست؟ آیا وقت آن نرسیده که حداقل در شرایطی که گسست بین صنعت و دانشگاه در شرایط بغرنجی به سر می‌برد، بازار کار برای فارغ التحصیلان دانشگاه ناامیدکننده بوده و نظام وظیفه اجباری پس از دانشگاه همچون پتک سرکوب استبداد بر سر بسیاری قرار گرفته است، محیط دانشگاه از بابت فعالیت جنبی فرهنگی و فکری و ورزشی محیط آرام و مناسبی باشد؟ مسئولین امر باید پاسخگو باشند که چرا دانشجویان به صورت مستقل و آزاد باید از انجام امور اجرایی و مدیریتی دانشگاه محروم بوده و نظارت دانشجویی بر دانشگاه وجود نداشته باشد؟ نهادهای ذیربط باید پاسخ دهند که چرا دانشجویان نسبت به وضع سیاست‌های مداوم پولی سازی آموزشی و قوانین سفت و سخت و غیر قابل انعطاف آموزشی و رفاهی که روز به روز تغییر می‍‌کنند حق هیچگونه اظهار نظری ندارند؟

سازمان دانشجویان و دانش‌آموختگان جبهه ملی ایران به عنوان یکی از پرچمداران و پیشکسوتان فعالیت دانشجویی ایران در دوران پیش و پس از انقلاب هشدار می‌دهد برای دانشجویان امروز کشور، که نه اکنون چیزی برای از دست دادن دارند و نه در آینده بدین گونه که کشور اداره می شود،چیزی برای از دست دادن خواهند داشت، حق زیست و عدم دخالت و تعرض در حریم شخصی و حق برخورداری از تشکلات دانشجویی از حق های بنیادین  این قشر محسوب می‌گردد و ادامه سیاست و روند موجود جز لکه‌ای سیاه در کارنامه صاحبان امر نخواهد بود.

پاینده باد ایران ، بر قرار باد حاکمیت مردم سالاری ملی

سازمان دانشجویان و دانش‌آموختگان جبهه ملی ایران

 یازدهم اردیبهشت ماه 1401 خورشیدی